با توجه به شرایط خاصی که شاهدش هستیم ،چه درسطح دانشگاه ها وچه جوی که بر سراسر کشور به نوعی حکم فرماست ،برآن شدیم تا به تحلیلی سطحی از چنین فضایی بپردازیم.
آنچه که از این فضای تقریبا آرام وسکوتی مرموز می توان استنباط کرد،حد اقل این است که چنین روندی قابل تامل است،وشاید نباید به همین آسانی آن را بنا بگذاریم به شرایط آرام وپایدار...
متاسفانه یکی از مشکلاتی که از ابتدای شروع سال تحصیلی در سطح دانشگاه ها دیده می شود،بی تفاوتی بیش از اندازه وعدم رغبت دانشجویان به سخن درمورد مسائل سیاسی است،چنین جوی البته همواره به اشکال مختلف وجود داشته است،اما این اندازه قابل تامل نبوده است،والبته نکته قابل توجه دراین جاست که اساتید به صورت های متفاوت در موارد بسیاری شبه می افکنند،سوال به وجود می آورند ،وحتی دربسیاری موارد در مقابل سکوت وعدم رغبت دانشجویان به اظهار نظر خود،اندیشه خود را به دانشجویان القا می کنند.
نگارنده معتقد است به وجود آمدن چنین فضایی در سطح دانشگاه ،که مبدا تحولات فکری –سیاسی همه دوران ها بوده است،وبا توجه به انزوای گروه های مختلف مخالفان بعد از جریان فتنه88،والبته بی کارننشستن آن ها باسکوتی که به ظاهر از آرامش خبر می دهد،درارتباط بوده ویکی از نتایج آن رشد اندیشه ای خواهد بود که عدم توجه دانشجو وقشر جوان ومتفکر را به مسائل سیاسی وجایگزین کردن اندیشه هایی دیگر را در پی خواهد داشت.
یکی از نکاتی که متاسفانه بر افکار برخی سایه افکنده است،وبرخی دیگر هم از فضای آرام وخاموش سوء استفاده را کرده وبه ترویج آن می پردازند،تفکر کثرت گرایی،ویا همان پلورالیسم است.
البته اگر از دیدی متفاوت هم بدین جریان بنگریم تفکری است که درمبتنی برشک وتردید است واین را می توان در قالب"نسبی گرایی"تعریف کرد.ودر واقع به نوعی می توان آن رانتیجه پلورالیسم دانست"کثرت گرایی معرفتی برآن است که جملات و گزارههای متفاوت هر یک بهرهای از حقیقت دارند. پلورالیسم معرفت شناختی منجر به نسبی گرایی معرفت شناختی است"(پلورالیسم فرهنگی –عبدالله محمدی)
واما آنچه که اهمیت دارد این است که اگر چنین تفکراتی به راحتی مسیر خود را ادامه دهند،به سر اندیشه جوانان وبه خصوص قشر دانشجو ،چه خواهد آمد.
"اصطلاح شناخته شده پلورالیسم ماخوذ از فرهنگ غربی است و ابتدا در سنن کلیسایی مطرح بود؛ در مورد شخصی که دارای چند منصب کلیسایی بود اصطلاح پلورالیسم را به کار میبردند. اما امروزه در عرصه فرهنگی بدین معنی است که در یک عرصه فکری و مذهبی، عقاید و روشهای گوناگونی مورد قبول باشد . از همینجاها بود که بحث از پلورالیسم و تکثرگرایی دینی مطرح شد. بنابراین، مفاد پلورالیسم دینی از آثار و کشفیات عصر جدید است."(ویکی پدیا)
درهرصورت،چه تفکر نسبی گرایی وچه تکثر گرایی،اگر چه به ظاهر شاید ،آنچنان خطرناک ننمایند،وبه نظر برسد که،نمی تواند بر اندیشه قشر تحصیل کرده حاکم شود،اما به نظر نگارنده،می تواند آرام آرام ،همانطوری که اکنون درقالب مفاهیم دینی،در کلاس های کلامی دانشگاه ها،ویاحتی در کلاس های متعدد وغیر مرتبط از طریق اساتیدی باچنین اندیشه ها،وفضاهای مختلف،درحال رشد والقا است،تاثیری نامرئی بر تفکرات اقشار مختلف تحصیل کرده داشته باشد.
تفکراتی که آثار خیلی،خارق العاده ای لازم نیست،آن را نشان دهد،بلکه بسیار ظریف وعمقی از درون خودرانشان می دهد.
زمانی که اندیشه پلورالیسم در قالب های مختلف باعث شود یک مسلمان ،بین دین خود وادیان متفاوت در سراسر جهان (مسیحیت،یهودیت،بودایی،هندویی و...)تفاوتی قائل نشود ویا زمانی که شکاکیت،ونداشتن یقین وتکیه نکردن به یک اصل،بر اندیشه بشر حاکم شود،چنین بیماری ای را چگونه باید درمان کرد؟
آیا چنین اندیشه ای نتیجه ای جز،بی هدفی،بی ثباتی درشخصیت،گم شدن ونداشتن تکیه گاهی برای آرامش فکری واعتقادی چیز دیگری را درپی خواهد داشت؟
آیا این تفکرات مانع این نخواهد شد که انسان راهی مشخص وهدفی مشخص داشته باشد وبا یقین به درستی دین وآیین وهدفش،آن را دنبال کند؟زمانی که ،یاشک وشبهه وتردید برذهنش حاکم است،واینجاست که هیچ راهی را درست ومتیقن نمی داند
ویااینکه به دلیل اعتقاد به کثرت گرایی،بی توجه به دین وآیینش وهدفی واحد،بین تفکرات به قول خودش "مثبت"سرگردان وگم شده ،باشد.
اینجاست که تفاوتی بین اعتقاداتش وسایر ملت های به ظاهر حقیقت بین نخواهد دید،زیرا یاحقیقت نسبی است واز زمانی به زمانی واز مکانی به مکان دیگر تغییر می کند ویا اینکه هر راهی می تواند درست باشد ولذا رغبتی در تغییر اوضاع نخواهد کرد،تکیه گاه واصلی نخواهد یافت وچنین انسانی همان برده بی چون وچرایی خواهد بود،که هدف مبارزات در طول دوران ها برای استثمارکنندگان فکری وفرهنگی بوده است.
بنابراین اگر انسان مسلمان ایرانی ،خودرادر مقابل چنین اندیشه ای نامرئی که ،به اشکال مختلف به خوردش می دهند،واکسینه نکند،گذراندن چند واحد درسی وخوراندن تفکرات نسبی گرایی این چنینی،برایش کافی خواهد بود تا به بسیاری از عقاید وتفکراتش شک کند،زمانی که هرکس حقیقت را به زعم خود معنا کند،اخلاقیات وبسیاری هنجارهای اخلاقی وفرهنگی را با دیدی نسبی گرایانه بنگرد،آیا می توان ازچنین خطر بزرگی به راحتی گذشت؟
درهرزمان،وقتی دانشجویان واقشار فکری یک جامعه از فضای سیاست دور شوند این خود ضربه ای مهلک است،خطری است بزرگ.
"باید محیط دانشگاه، محیط سیاسی باشد. محیط سیاسی یعنی چه؟سیاسی بودن یعنی دانشجو از آنچه که در جهان و در کشور خودش میگذرد، آگاه باشد، بینش داشته باشد. اگر این نشد ممکن است فردی به حدّ اعلای علم هم برسد، خیلی هم متدین باشد، اما دشمن او را به قیمت بسیار ارزانی بخرد! او را زیر بال خودش بگیرد. دانشجو بایستی آگاهی و فهم و درک سیاسی داشته باشد، مباحث سیاسی را بداند؛ آنچه در جهان میگذرد، بداند.
در دوران رژیم طاغوت، اساتیدی داشتیم متخصص، متدیّن و خوب. اما چون فهم سیاسی نداشتند، به راحتی در اختیار هدفهای آن رژیم قرار میگرفتند، بدون آنکه خودشان بدانند. دانشجوها را هم به سمتی میکشاندند که آن رژیم میخواست. کسانی داشتیم که عالم و متدیّن بودند؛ ولی نداشتن فهم و آگاهی و شعور سیاسی، موجب شد که جزو یکی از مهرههای همان رژیم فاسد و ضدّ دین بشوند. پس، دانشجو بایستی آگاهی و فهم و درک سیاسی داشته باشد، مباحث سیاسی را بداند؛ آنچه در جهان میگذرد، بداند."(بیانات امام خامنه ای مدظله العالی )
بنابرآنچه بیان شد،درچنین شرایطی لازم است،صاحبان فکر واندیشه،آنان که دغدغه دین واسلام وایران اسلامی اصلِ اصیلشان است ،نسبت به سکوت وبی تفاوتی قشر فرهنگی وبه خصوص دانشجویان حساس باشند،وفضای سکوت سیاسی جوانان را باشور وشعور به جریان در آورند.
گاهی باید اندیشه ها،شبهات،تفکرات مخالف را کشف کرد،بیرون آورد ودرمان کرد.چنین اندیشه هایی آگاهانه یا ناآگاهانه خساراتی دارد"گاهى افرادى كه دشمن نيستند هم، اين حرفها را تكرار مىكنند؛ آنها غافلند. امروز مىبينيم مواردى مثل پلوراليسم و نسبىگرايى و شكّاكيت كه انگيزهى دشمن را تشكيل مىدهند، از زبان افرادى جارى مىشود كه دشمنى ندارند؛ اما غافلند. نمىفهمند چه بر زبان مىآورند و چگونه جادهى دشمن را صاف مىكنند."( بیانات در دیدار جوانان سیستان و بلوچستان6/12/1381)
اگراندیشه مریض،کشف نشود ودرمان نشود،ممکن است آنقدر قوت یابد که ریشه کن شدنش بسیار مشکل شود.فلذا اینکه گمان کنیم فضای آرام وسکوت این چنینی حکایت از،آرامش دارد،متاسفانه حکایت از بی بصیرتی است.
در هر حال "جوان بايستى در خود و محيط پيرامونش ايمان و معرفت و اراده را تقويت كند. يكايك شما دختران و پسران بايد در محيط دانشگاه، مدرسه، كار و تلاش اجتماعى و سياسى مراقب باشيد و از نفوذ فساد و رخنه كردن ترشّحات آن جلوگيرى كنيد. بايد نسبت به آن حسّاس باشيد."(همان)
هرآنچه باعث خمود وجمود فکری وفرهنگی جامعه شود ومانع سیاسی شدن دانشگاه ها گردد بی شک ،اندیشه ای بیمارگونه است که راهی جز کشف وریشه کنی آن باقی نمی ماند.
منابع:
۱-عبدالله محمدی-پلورالیسم دینی
2-http://today.ir/site/articles.aspx?id=5262
3- ویکی پدیادانش نامه آزادhttp://fa.wikipedia.org/
4-KHAMENEI.ir.www